به آفتاب سلام دوباره خواهم گفت به آن درخشندگیش ترانه خواهم گفت کفر عشق است اگر گویم که آفتابی نخواهم این شعار هم به روز و هم شبانه خواهم گفت غیبت او تقصیر کوه و دشت و دمن نیست تقصیر ورا لکه ابریست، به دامن فتاده خواهم گفت گلّه از ابر است که اسباب حجاب من و ماست آره! گلّه را هم به مست و هم به دیوانه خواهم گفت یک صباحی روزنِ سر زد ز پشت کوه ها به چشمان، شوخ وَشُ و بوالعجب و شهلایی و زیبا به من گفتا بیا ای کافر عشق که من هستم که عشق آسان بُوَد اول، ولی افتاد خواهم ,سلام دوباره منبع
درباره این سایت